هر عملی عکس العملی دارد مساوی با آن و در خلاف جهت یعنی اگر جسم A به جسم B نیروی F وارد کند جسم B به جسم A نیروی F- وارد می کند.

- نیروهای عمل و عکس العمل برآیند ندارند زیرا به دو جسم وارد می شوند. فقط از نیروهایی می توان برآیند گرفت که به یک جسم وارد شوند. قانون سوم نیوتون:

قتلهای زنجیره‌ای یا سریالی یکی از وحشتناک ترین جنایاتی است که طی آن قاتل معمولا با شیوه‌ای مشابه،       به کشتن تعداد زیادی از افراد مبادرت می‌ورزد.
قتل‌های زنجیره‌ای یا سریالی به گونه‌ای از قتل اطلاق می‌شود که طی آن فرد به قتل عمد بیش از یک نفر اقدام می‌کند. معمولا قربانیان این نوع از آدم‌کشی، جنست، نژاد، شغل و در اکثریت قریب به اتفاق گروه سنی مشترکی دارند. مطابق نظر روانشناسان این حوزه، معمولا افرادی که دست به چنین جنایاتی می‌زنند کودکی خوبی نداشته‌اند. بیشتر این افراد در محیط‌های خانوادگی متشنج و پرآشوبی پرورش یافته‌اند که نتیجه اتفاقاتی چون طلاق و جدایی بوده است.
در فضاهای خانوادگی اینچنینی, حس استقلال و اعتماد به نفس کودک آسیب می‌بیند و دچار کمبود توجه می‌شود. او برای جبران و رهایی از این حس، به دنبال ساختن مدینه فاضله‌اش می‌رود؛ دنیایی که در آن هیچ کمبود و محدودیتی ندارد و هر آنچه تمایل دارد را انجام می‌دهد و تنها به ارضای امیال خود می‌اندیشد. نتیجه این تمایلات گاهی چیزی می‌شود که از آن تحت عنوان قتل زنجیره‌ای یاد می‌شود. این قتل‌ها در تمام نقاط جهان اتفاق می‌افتد و مرتباً اخبار بسیاری در رابطه با این جنایت و به عبارتی، این وحشتناک‎ترین بیماری روانی شنیده می‌شود. کشور ما نیز از این فهرست مستثنی نبوده است. 

اما بد نیست بدانیم این گونه افراد در روابط خود حتی با حیوانات نیز بشدت بد برخورد می نمایند و حیوان آزاری در وجودشان است . برای نمونه محمد بیجه ابتدا یک حیوان آزار بود.در بعضی از این جنایات افراد به سراغ کودکان و   نوجوانان و زنان میروند که از توان جسمی کمتری در مقابل آنها برخوردار می باشند.

 این افراد که بدون شک  در کودکی خود دچار بحران های شدید روحی وروانی بوده اند همواره در گیر رنجی هستند که بر آنها شده و حتی با انجام چنین رفتاری آرام نمی شوند . 

این گونه افراد بعد از تکرار رفتار های خشونت آمیز به مرور به آنها عادت مینمایند.

 این عقده ها در ابتدا با فریاد زدن ، تحقیر کردن ، توهین  به دیگران همراه است ولی موارد ی هم بوده که بدون هیچ علائم قبلی و یا خشونت ظاهری انجام شده و فرد در کمال خونسردی اقدام به جنایت نموده.

فردی که دچار کودک آزاری است به مرور این رفتاررا تکرار می کند و اینکه امروز ما شاهد رفتار دو جوان بودیم که نوجوانی را در سطل زباله می اندازند ودر حالی که میخندند  از او فیلم میگیرند  باید به عملی که در گذشته بر ایشان صورت گرفته توجه نمود و این فاجعه را باور داشت که متأسفانه این گونه افراد اصلاح پذیر نیستند و همواره باید مورد توجه و مراقبت قرارگیرند.

 با نگاه به پرونده های قتل هایی این گونه می بینیم که چطور این افراد بعد از مدتی نه تنها اصلاح نشدند بلکه حتی بعد از به زندان رفتن بسیار خطر ناک تر نیز شده اند .

 شاید در نگاه اول این یک بیماری باشد اما باید پذیرفت که بیماری بسیار خطرناکی است. 

هدف ما بوجود آوردن ترس و دلهره در بین مردم نیست بلکه هوشیاری است هم برای مردم و هم برای مسئولین .

 هر عملی را عکس العملی است این تمام موضوع سخن ما است .

 اگر به نتیجه رفتار ها و سیاست های اجتماعی توجه لازم نشود متأسفانه باید شاهد مواردی بی نهایت فجیح تر از این گونه نا هنجاری های اجتماعی باشیم.

 شاید پذیرش این که یک تیم فوتبال در مسابقه ای شکست میخورد وطرفدارانش اتوبوس را آتش میزنند کمی دور از عقل باشد اما واقعیت دارد . اتفاقات جامعه و سیاست های جاری باز خورد شدید تری  خواهد داشت جوانی که شرایط ازدواج برایش مهیا نباشد ، تفریح کافی نداشته باشد ، درآمدی نداشته باشد ، و نتواند خودش را و نیاز های جسمیش را ارضا کند از طرف دیگر مواد مخدر با قیمت کم  به وفور در اختیارش باشد به سراغ ضعیف ترین اقشار جامعه کودکان ، زنان و متأسفانه پناهندگان (افغانی) میرود .

این واقعیت را باید پذیرفت که مهیا نمودن بستر مناسب برای یک زندگی معمولی لازمه یک جامعه سالم است . 

شاید سؤال شود پس چرا در کشور های اروپایی و آمریکایی نیز چنین مواردی هست البته باید پذیرفت که بحثفاصله طبقاتی در همه ی جهان وجود دارد . 

اما ما کشوری مسلمان هستیم و باید به اصول دینی مان که عدالت اجتماعی است توجه نمائیم. اینکه در دین اسلام سفارش میشود ازدواج دختر در نه سالگی و پسر 14 سالگی صورت بگیرد نه این است که باید در این سن ازدواجی فوری صورت بگیرد بلکه مسئولین محترم بدانید این افراد در این سن چه نیاز هایی دارند و به فکر رفع این نیاز های خدا داد باشید.

 اگر بستر ازدواج و کار و همه موارد فراهم نشود باید شاهد مواردی بد تر از این هم باشیم . که تا کنون هم بوده ایم.

 ازدواج سفید یک راه کار مناسب نیست ،آتش زیر خاکستر است و بازخورد های بعدی آن در آینده خود نمایی میکند.

 بی تفاوتی همسران به یکدیگر ، طلاق های عاطفی و مواردی از این دسته به مرور تأثیرشان را در جامعه نشان میدهند که یکی از آنها فرزندا ن نا خلف و انسان های خطر آفرین خواهد بود.

اینکه دولت تصمیم می گیرد و بنزین را گران میکند به خودش و سیاست هایش ربط دارد اما نوعی بی درایتی است که همزمان، نرخ سرویس های عمومی را گران تر کند و یا بدون اعلام قبلی باشد اگر این کار ها لازم است ای کاش اول ماشین ها راگاز سوز میکردند و نرخ گاز سوز کردن ماشین یک شبه سه برابر نمی شد این تنش ها وحشت ناک است و بدون باز خورد اجتماعی نخواهد ماند!

در ادامه برای  علاقه مندان بعضی از موارد ی که در جامعه بوجود آمده را تقدیم مینمایم و امید وارم راه درست ابتدا از  محیط گرم خانواده بعد هم مدارس  دنبال شود و همین طور دولتمردان موضوع را جدی بگیرند.

انشاءالله.  
علی اصغر بروجردی معروف به اصغر قاتل متولد 1272، اولین قاتل زنجیره‌ای ایران بود که 25 کودک عراقی و 8 کودک ایرانی، در مجموع 33 کودک ، به دست این قاتل روانی به قتل رسیدند. علی اصغر بروجردی در خانواده متزلزلی به دنیا آمد. خانواده او از بدنام ترین و شرورترین‌ها بود. زلفعلی راهزن پدربزرگ او در ملایر و اراک اقدام به قتل و چپاول کاروانها می‌کرد. پدرش علی میرزا نیز در قتل و غارت آوازه پدر را داشت و از جنایتکاران شهره دوران بود. 

علی اصغر بروجردی از طریق فروش تنقلات با کودکان ارتباط برقرار می‌کرد. او به بهانه دوستی، کودکان و نوجوانان بسیاری را فریب می‌داد و به آنها تجاوز می‌کرد و برای اینکه ردی از خود باقی نگذارد اقدام به قتل آنها می‌کرد. در سن 14سالگی به جرم آزار و اذیت کودکان در عراق دستگیر شد اما به دلیل سن کمش، با رضایت شاکیان آزاد شد، اما مجددا به کار خود ادامه داد که به دلیل تجاوز و آزار 5 کودک عراقی، به 9 سال حبس محکوم شد. جنایات وی در عراق همچنان ادامه داشت تا اینکه به اعتراف خودش در آخرین مورد، کودکی شاهد رفتار وحشیانه‌اش شد؛ بعد از این ماجرا علی‌اصغر برای رهایی از دست پلیس به ایران گریخت. در ایران نیز در مدرسه‌ای به دست فروشی مشغول شد و دوباره به اغفال کودکان و خصوصا نوجوانان شهرستانی پرداخت و بعد از قتل آنها، اجسادشان را در کوره‌پزخانه‌ها و قنات‌های جنوب تهران رها می‌کرد. او در ایران 7 فقره قتل و تجاز مرتکب شد.

در 10 اسفند ماه 1312 در حوالی چاه‌های قنات امین آباد، پلیس آگاهی به حضور مرد میانسالی که یک پیت حلبی و پشته حمالی به همراه داشت مظنون شد. بعد از تفتیش و یافتن لباس و چاقوی خونین در بساطش، علی اصغر بروجردی دستگیر و زندانی شد. با پرس و جو و تحقیقات پلیس از محل زندگی او در کاروانسرای رضاخان، کاشف به عمل آمد که آن لباس خونین متعلق به نوجوانی است که وی ادعا می‌کرده برادرش است. حکم اعدام علی اصغر بروجردی یک سال بعد یعنی در 6 تیر 1313در میدان توپخانه مقابل تشکیلات نظمیه مملکتی اجرا شد.
مجید سالک محمودی: می توان گفت قتل‌های انجام شده توسط مجید سالک از مخوف‌ترین و باورنکردنی ‌ترین قتل‌های زنجیره‌ای است . چیزی که شاید بیشتر شبیه به خیالپردازی‌های نویسندگان کتابهای جنایی باشد.
مجید سالک محمودی به دلیل بدهکاری و کشیدن چک بی محل، به مدت دو سال زندانی شد. بعد از آزادی متوجه خیانت همسرش به وی شد. همسر مجید در نبود او با پسرخاله خود در ارتباط بود و همین امر بزرگترین انگیزه مجید برای انجام قتل‌های سریالی‌اش شد. اما چرا او همسرش را نکشت سوالی بود که بی‌جواب ماند.
مجید سالک به محض اطلاع از خیانت زنی به همسرش او را به قتل می‌رساند. گزارشهای فراوانی از قتل‌های وحشیانه زنان و کودکانشان به دست پلیس می‌رسید که تمام آنها با طناب سفیدرنگ یک متری، خفه شده بودند. اولین قتل او که فجیع ترین آنها نیز هست مربوط به زنی 36 ساله به نام اختر و دو فرزند 11 و 9 ساله‌اش به نام‌های محمد و فرحناز بود.
مجید سالک طی سالهای 59 تا 64 قتل‌های متعددی انجام داد. خواهر یکی از مقتولان از حضور یک شورلت سبز رنگ گفت که در تعقیب آنها بوده است. این اظهارات شاهد سرنخی شد برای پلیس تا به دنبال خودرویی با این مشخصات باشد که دست آخر در میدان بهارستان خودرویی با این مشخصات که در صندوق آن تعداد زیادی لباس زنانه و طناب سفیدرنگ یک متری وجود داشت، مورد سوءظن پلیس قرار گرفته و به دام افتاد.
به روایت احمد محققی در کتاب "آخرین شکار قاتل" که در مورد این قاتل زنجیره‌ای بود، محمود، ساعت 21:30 روز 8 خردادماه سال 1365 در زندان قصر خودکشی کرد.
غلامرضا خوشرو ( خفاش شب:( خفاش شب نامی آشنا که هنوز هم شنیدنش باعث رعب و وحشت می‌شود. غلامرضا خوشرو معروف به خفاش شب، یکی از معروفترین قاتلان زنجیره‌ای ایران است. اقدامات وحشیانه او در خصوص قتلهای سریالی‌اش را از سال 1371 آغاز کرد. خوشرو 2 بار دستگیر شد. بار اول به جرم سرقت و تجاوز در سال 1371 که توانست از چنگال پلیس بگریزد و بار دوم به جرم 9 فقره قتل، محکوم به حبس شد.
غلامرضا خوشرو کوران کوردیه متولد یکم آذرماه سال 1343 در یکی از روستای فاروج بود. در تهران ازدواج کرد اما به دلیل بدخلقی ازهمسرش جدا شد و به خراسان بازگشت. وی در سال 1361 به جرم سرقت در خراسان دستگیر و طبق اعترافات خود به جرم جاسوسی برای روسیه محکوم به حبس شد. سال 1371 خوشرو به تهران بازگشت و از همان زمان جنایات خود را آغاز کرده و تا لحظه دستگیری ادامه داد. او با یک خودروی سرقتی اقدام به مسافرکشی می‌کرد و مسافران او را زنان و دختران جوان تشکیل می‌دادند. خوشرو بعد از سوار کردن مسافران، آنها را به مکان خلوتی کشانده و طلاها و اموالشان را به سرقت برده، و در برخی موارد بعد از تجاوز، جسد آنها را می‌سوزاند. وی در تمام قتلهای خود لباس سیاه به تن داشت و به این دلیل تا قبل از شناسایی هویتش به خفاش شب معروف شد.
از فجیع‌ترین اقدامات خفاش شب می توان به قتل مادر ی به همراه دخترش اشاره کرد. جسد سوخته این دو در بلوار آسیا کشف شد که طبق بررسی‌ها و اظهارات پزشکی قانونی، مادر با 27 ضربه چاقو به سینه و گردن و دخترش در اثر خفگی کشته شده بودند.
غلامرضا خوشرو در ساعت 22 روز 5 تیرماه سال 1376 به دست بسیجیان پایگاه شهید نظری در غرب تهران در منطقه پونک دستگیر شد. او تمام قتل‌هایش را انکار کرد و گفت همه آن جنایات را همدستش حمید رسولی مرتکب شده و جرم او تنها سرقت بوده است. حکم اعدام این فرد در 22 مرداد ماه سال 76 در چهار دیوار انبار روباز ورزشگاه آزادی واقع در سه راه دهکده المپیک اجرا شد.
سعید حنایی ( قاتل عنکبوتی:( سعید حنایی قاتل سریالی شهر مشهد، مدعی بود که با نیت خیر چنین قتل‌هایی را مرتکب شده است. سعید حنایی از سال 79 تا 80، 16 فقره قتل انجام داد. شکارهای این قاتل، زنان خیابانی‌ای بودند که به عقیده وی باعث گسترش فساد و بی بندوباری در شهر مقدس مشهد می‌شدند. طبق اظهارات وی در دادگاه، انگیزه او از انجام این قتل‌های سریالی و ایجاد رعب و وحشت در میان زنان مشهد، انتقام از یک راننده تاکسی‌ای بود که روزی مزاحم همسرش شده بود و تمام مردانی که ایجاد مزاحمت می‌کنند. او در ادامه اعترافاتش در دادگاه گفت، وقتی نتوانستم با مردان مقابله کنم و از سوی آنها مورد ضرب و شتم قرار گرفتم تصمیم گرفتم از زنان خیابانی و فاسد انتقام بگیرم.
او با ادعای اینکه یک فرد مذهبی است، افزود هدفش تنها پاکسازی شهر مشهد از وجود افراد فاسد بوده واین کار را به عنوان یک وظیفه دینی و شرعی، با رضایت کامل انجام داده است. تمامی قربانیان این قاتل زنجیره‌ای زنان سابقه داری بودند که به ادعای این مرد موجب به فساد کشیده شدن جوانان می‌شدند. سعید حنایی مقتولان را بعد از خفه کردن با روسری یا دست درون چادر سیاهی می‌پیچید و در نقاط مختلف شهر رها می‌کرد.

او از تجاوز چیزی نگفته و این عمل را بسیار زشت و غیر انسانی خواند و گفت من نه تنها مرتکب چنین گناه بزرگی نشدم بلکه آن رابسیار وقیحانه می‌دانم و به این دلیل این افراد را کشتم. سعید حنایی هرگز بابت جنایتی که مرتکب شده بود پشیمان نبود و حتی در یکی از جلسات دادگاه گفت اگر دستگیر نشده بودم باز هم این کار را ادامه می‌دادم تا تعداد مقتولان به 150 نفر برسد.
او در 28 فروردین سال 81 در محوطه زندان مرکزی مشهد به دار مجازات آویخته شد.
فرید بغلانی: فرید بغلانی قاتل 40 ساله آبادانی به جرم ارتکاب 16 فقره قتل به دار آویخته شد. از 12 سالگی با پدربزرگش زندگی می‌کرد. پدربزرگ وی تنفرش از زنان را به او هم انتقال داده بود. سال 83 بود که گزارش اولین قتل آبادان به دست پلیس آگاهی رسید. این گزارش‌ها تا سال 86ادامه داشت، شباهت قتل‌ها تردید پلیس را در مورد سریالی بودن آنها به یقین تبدیل کرد. فرید بغلانی باغبان دوچرخه سواری بود که بواسطه کارش کم‌کم به خانه متولین شهر راه یافت. او به محض تنها یافتن زنان، وارد خانه شده و به ضرب و شتم و کتک‌کاری آنها می‌پرداخت. به دلیل شکایات این افراد او محکوم به 5 سال زندان شد که این امر موجب افزایش تنفر حنایی نسبت به زنان شد.
او بعد از آزادی از زندان 16 فقره قتل مرتکب شد. ۱۳ زن و دختر و یک پسر در آبادان و نیز دو زن دیگر در خرمشهر مجموع قتلهای او از اسفندماه 1383 تا خرداد 1387 بود. طبق اعترافاتش در دادگاه، بغلانی بعد از اتمام کارش، با دوچرخه در اطراف شهر پرسه زده و به محض رویت زن یا دختر تنهایی، با ضربه آهنی که همیشه به همراه داشت به سرش، او را به قتل می‌رساند و جسد را درمیان انبوه خاروخاشاک مخفی می‌کرد. سن و سال قربانیان برایش اهمیتی نداشت و تنها جنسیت آنها مهم بود.
محمد بسیجه ( محمد بیجه:( محمد بسیجه معروف به بیجه، قاتل دهه 80 کودکان پاکدشت، کودکی بسیار بدی داشت. او در یک خانواده پرجمعیت به همراه 6 خواهر و 6 برادر ناتنی‌اش زندگی می‌کرد. مادر ش را در 4 سالگی از دست داد و پدرش کارگر کوره‌پزخانه پاکدشت مرد بسیار بداخلاق و مستبدی بود که بعد از مرگ مادرش مجددا ازدواج کرد. بیجه در دوران کودکی مورد بی‌مهری های بسیاری قرار گرفت. او در سن 12 سالگی درس و مدرسه را رها کرده و به کارگری درکوره پزخانه مشغول شد. وی در دادگاه به تجاوز و قتل 17 کودک و 3 بزرگسال اعتراف کرد و انگیزه‌اش را از ارتکاب این جنایات، انتقام خواند و گفت به دلیل کمبود توجه در کودکی و نیز دو بار مورد تجاوز واقع شدن دست به چنین عمل وقیحانه و وحشیانه ای زده است. او در ادامه افزود که اگر دستگیر نمی‌شد تا قتل 100 کودک پیش می‌رفت. محمد بیجه در 15 شهریور 1383 دستگیر و در 27 آبان ماه همان سال به ۱۶ بار قصاص و یک بار اعدام، ۱۵ سال حبس و ۱۰۰ تازیانه محکوم شد.
محمد بیجه درحضور 5 هزار تماشاچی، شلاق زده شد که در طول آن دو بار به زانو درآمد اما هنگام اجرای حکم اعدامش سکوت کرد. 

دادگاه رسيدگي به  اتهامهاي چهار نوجوان متهم به قتل عمد در شعبه دوم دادگاه كيفري استان فارس به رياست قاضي عيسي عرفاني زاده به صورت غير علني در شيراز برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري انتخاب به نقل از فارس، در آغاز جلسه، عيسي   عرفاني رئيس شعبه دو كيفري و رئيس دادگاه گفت: متهمان به ترتيب 18 سال و 3 ماه، 18 سال و 4 ماه، 17 سال و 11 ماه و 15 سال و 6 ماه سن دارند.
وي ادامه داد: اين افراد اوايل امسال با ارتكاب عمل شنيع در شهرستان مرودشت، سيد كريم و محمد را به قتل رساندند.
عرفاني با اشاره به اينكه وقوع اين حادثه و بازتاب آن در مطبوعات موجب تحريك و جريحه دار شدن احساسات عمومي شد، اظهار داشت: بر اساس ماده 225 قانون آيين دادرسي كيفري جرايم اطفال، رسيدگي به اتهامهاي اين چهار نفر به صورت غيرعلني برگزار مي شود.
بستگان متهمان با تهديد خبرنگاران، آنها را از عوامل بيگانه خواندند كه بي اعتنا به آبروي مردم از برادرانشان كه بيگناه دربند هستند، عكس و خبر تهيه مي كنند.
آنها تأكيد كردند كه بعد از اثبات بي گناهي برادرانشان، از خبرنگاران شكايت خواهند كرد.
مادر و پدر دو مقتول نيز در گفتگو با فارس در شيراز در حالي كه عكس پسرشان را بر دست گرفته بودند با گريه، خواستار اعمال اشد مجازات براي هر چهار تن اين متهمان شدند.

تجاوز جنسی به دختر پنج ساله‌ی افغان 

یک دختر پنج ساله‌ی افغان در خمینی  شهر اصفهان  مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. 

بهاره_کریمی دختر ۵ ساله افغانستانی بود.این کودک پنج ساله افغان درحالی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است که یک دختر هفت ساله افغان نیز مورد تجاوز قرار گرفته بود. متهم مرد ۴۱ ساله بود که پس از تجاوز، قربانی را به قتل رسانده بود.
این کودک هفت ساله ندا نام داشت و در یک صبح زود هنگامی که  برای گرفتن نان به نانوایی می‌رفت، در مسیر راه مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. فرد متجاوز چند روز پس از آن از سوی پولیس بازداشت شد و به جرم خود اعتراف کرد.
داستان تجاوز به کودکان افغان در ایران تازگی ندارد. در سال ۱۳۹۵ خورشیدی نیز ستایش قریشی، یک دختر شش ساله افغان از سوی یک پسر هفده ساله ایرانی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و سپس به قتل رسیده بود. قاتل ستایس قریشی را اعدام شد.

 تجاوز 3 مرد ایرانی به کودک افغانستانی 

تجاوز به 14 کودک ایرانی توسط دو افغاني  

دو مرد که به نظر مي‌رسيد افغان هستند، پس از اينکه مرا مورد تعرض قرار دادند، با دعوا و فحاشي من را از محل دور و تهديدم کردند اگر به کسي چيزي بگويم، بلايي بدتر بر سرم مي‌آورند.

عاملان تعرض به 14 کودک در منطقه ورامين پس از تحقيقات فراوان از سوي پليس به گزارش اعتماد، جنايات اين دو مرد افغان يک هفته پيش و زماني آشکار شد که خانواده کودکي 10 ساله به پليس مراجعه کردند و مدعي شدند پسرشان از سوي دو مرد مورد تعرض قرار گرفته است. وضعيت اين کودک آنقدر آشفته بود که بازپرس کشيک ورامين بلافاصله او را به پزشکي قانوني معرفي کرد.
پسرک 10 ساله که به شدت وحشت کرده و شوک زده شده بود، تا چند روز اول نتوانست آنچه برايش اتفاق افتاده بود را براي پليس توضيح دهد. مراقبت چند روزه از کودک 10 ساله وي را تا حدودي به حالت عادي بازگرداند و بازگويي واقعه را برايش ممکن کرد. پسر 10 ساله گفت؛ من در خيابان بازي مي‌کردم که مردي به سراغم آمد و گفت؛ اگر به او کمک کنم تا از بيابان لاستيک جمع آوري کند به من چندين هزار تومان پول مي‌دهد، من هم قبول کردم. وقتي به بيابان رفتم، مردي که قرار بود به من پول بدهد به اتفاق مرد جوان ديگري مرا در جايي خلوت مورد آزار قرار دادند. اين مردان به التماس هايم توجهي نکردند. من به شدت از آنها ترسيده بودم و نمي‌دانستم چطور بايد از آن اتفاق هولناک نجات پيدا کنم. دو مرد که به نظر مي‌رسيد افغان هستند پس از اينکه مرا مورد تعرض قرار دادند، با دعوا و فحاشي من را از محل دور و تهديدم کردند اگر به کسي چيزي بگويم، بلايي بدتر بر سرم مي‌آورند.

از آنجايي که محل دقيق زندگي يا کار متهمان مشخص نبود پليس تحقيقات خود را به صورت پراکنده آغاز کرد، اما اين تنها شکايت نبود، که عليه دو مرد افغان مطرح شد مدتي بعد والدين پسربچه ديگري به پليس مراجعه کردند و مدعي شدند فرزندشان از سوي دو مرد مورد آزار قرار گرفته است. اين پسربچه به پليس گفت؛ متجاوزان او را در حمام عمومي مورد آزار قرار داده‌اند.

وي گفت، آنها به من گفتند چون فکر مي‌کنند من پسر خوبي هستم مي‌خواهند برايم خوراکي‌هاي خوشمزه بخرند، من هم همراه‌شان رفتم. در راه به من گفتند قبل از خريد قصد دارند حمام کنند. اول قرار شد من بيرون حمام منتظر باشم و آنها زود برگردند، اما وقتي به حمام عمومي رسيديم همه چيز عوض شد. پسرک ادامه داد؛ دو مرد افغان اجازه ندادند من صحبت کنم و به کسي که در حمام پول مي‌گرفت، گفتند من پسر يکي از آنها هستم، مرا با خود به داخل حمام بردند و بعد شير آب را باز کردند و با به راه‌انداختن سر و صدا اجازه ندادند صداي من به بيرون برود و مرا مورد آزار قرار دادند، بعد هم خيلي سريع مرا از حمام خارج و در خيابان رهايم کردند.

هر چند اين بار هم سرنخ مهمي از متجاوزان در دست نبود اما پليس متوجه شد اين متهمان همان‌هايي هستند که پيش از اين کودک 10 ساله را مورد آزار قرار داده بودند. بنابراين پليس به سراغ حمامي رفت که پسرک در آن مورد تعرض قرار گرفته بود. مرد صندوقدار به ماموران گفت؛ من چهره اين پسر را به خوبي به ياد دارم. دو مردي که همراه وي بودند مدعي شدند از اقوام او هستند و پسرک هم چيزي نگفت و من هم متوجه رفتار مشکوکي نشدم. فقط فهميدم دو مرد از ضايعات جمع کن‌هاي همين اطراف هستند چراکه مقدار زيادي ضايعات همراه شان بود و سر و وضعي بسيار کثيف داشتند.

با توجه به اينکه چند شکايت مشابه ديگر به پليس ارائه شد، تحقيقات به صورت گسترده در مناطق بياباني ورامين و اماکني که ضايعات در آن ريخته مي‌شد، توسط پليس تحت کنترل درآمد و در حالي که پليس به صورت نامحسوس منطقه را زير نظر داشت يک شاکي ديگر که پسري 12 ساله است، هراسان به سمت ماموران رفت و گفت دقايقي پيش دو مرد افغان متجاوز را در همان محل حادثه ديده است. دقايقي بعد اکيپ ويژه ماموران به محل اعزام شدند و دو مردي را که مشغول جمع آوري ضايعات بودند، دستگير کردند.

بررسي‌هاي اوليه حکايت از آن داشت که دو مرد که نظير احمد 36 ساله و محمد 34 ساله نام دارند، سال‌ها پيش و از زمان سلطه طالبان در افغانستان به ايران آمده و مشغول به کار شده‌اند، آنها از مدت‌ها قبل در بيغوله‌هاي ورامين ضايعاتي همچون کاغذ و پلاستيک جمع آوري مي‌کردند و مي‌فروختند. نظير احمد و محمد وقتي در برابر اتهام تجاوز به عنف قرار گرفتند همه چيز را انکار کردند، اما رويارويي آنها با شاکيان پرونده حقايق را برملا کرد، اين در حالي بود که پليس براي جمع آوري مدارک بيشتر نظيراحمد و محمد را با صندوقداران چند حمام عمومي که در آن اماکن به کودکان تجاوز شده بود مواجهه حضوري داد و آنها هم تاييد کردند دو متهم به حمام آمده‌اند. سرانجام پس از جمع آوري مدارک زياد دو مرد افغان لب به اعتراف گشودند و گفتند جمعاً به 14 کودک تجاوز کرده‌اند که همگي آنها بين 10 تا 12 سال سن داشتند. نظيراحمد در اعترافات تکان دهنده اش گفت؛ خانواده من و محمد در افغانستان هستند و ما دو نفر با هم در ايران زندگي و سال‌ها است که در اطراف ورامين ضايعات جمع آوري مي‌کنيم. اين اطراف محيط بسيار باز است و کودکان زيادي مشغول بازي هستند که کسي هم از آنها مراقبت نمي‌کند.

وي افزود؛ با بهانه‌هاي مختلف اين بچه‌ها را سمت خودمان مي‌کشيديم و در جايي خلوت که اطمينان داشتيم کسي ما را نمي‌بيند آنها را مورد آزار قرار مي‌داديم. گاهي هم اگر کودکي را مي‌ديديم که خوش مان مي‌آمد به بهانه خريد خوراکي او را به حمام مي‌کشانديم و مورد تعرض قرار مي‌داديم.

گفته‌هاي نظيراحمد از سوي محمد نيز مورد تاييد قرار گرفت و پرونده به صورت مستقيم براي رسيدگي به شعبه 77 دادگاه کيفري استان تهران فرستاده شد. تاکنون 6 پسربچه دو متهم افغان را شناسايي کرده‌اند و به دستور قاضي ساعي رئيس شعبه 77 پليس بررسي‌هاي خود را براي شناسايي ساير قربانيان آغاز کرده است. اين فرضيه که مردان متجاوز، کودکان بيشتري را قرباني کرده باشند براي قضات قوت گرفته است. 

کد خبر:98914816